این یادداشت میکوشد ، تا این پدیده را از دو منظرِ زیست محیطی و اجتماعی واکاوی کند .

۱- ظرفیتِ تحمل ؛ مرزی که نادیده گرفته میشود.

هر اکوسیستمی یک ظرفیتِ تحمل (Carrying Capacity)  دارد ؛ یعنی حداکثر تعدادِ موجوداتِ زنده ای که یک محیط میتواند بدونِ تخریب ، پشتیبانی کند .

وقتی تعدادِ مسافران از این مرز عبور میکند :

– پوششِ گیاهی لگدمال و نابود میشود
– گونه هایِ جانوری زیست گاهشان را از دست میدهند ،  یا مهاجرت میکنند.
– منابعِ آبی تحتِ فشارِ شدید قرار میگیرند .
–  انباشت زباله و آلودگی به سطحی میرسد که طبیعت توانِ بازیابی اش را ندارد .

نکته یِ تلخ آن است که این تخریب ، بازگشت ناپذیر است .

جنگلی که امسال لگدمال شد ، سالِ آینده دیگر جنگل نیست ؛  رودخانه ای که آلوده شد ، دهه ها طول میکشد تا پاک شود .

۲ – آسیبهایِ اجتماعی ؛ هزینه یِ پنهانِ سفرهایِ جمعی….

آسیبهایِ اجتماعیِ این پدیده ، شاید کمتر از تخریبِ محیط زیست دیده شود ،  اما به همان اندازه ویرانگر است :

۲.۱ – فشار بر زیرساخت هایِ محلی
جاده ها ، بیمارستانها ، آب ، برق و خدماتِ شهریِ مناطقِ میزبان ، برایِ جمعیتِ محدودِ ساکن طراحی شده اند .

هجومِ ناگهانیِ جمعیت ، این زیرساخت ها را از کار میاندازد و ساکنانِ بومی را که هیچ سهمی از این رونق ندارند ،  قربانی میکند .

۲.۲ – گرانی و تورمِ محلی

افزایشِ تقاضا ، قیمتِ اجاره ، موادِ غذایی و خدمات را در مناطقِ گردشگری بشدت بالا میبرد .

نتیجه؟
بومی ها دیگر توانِ زندگی در زادگاهِ خودشان را ندارند و به حاشیه رانده میشوند .

۲.۳ – تضادِ فرهنگی و گسستِ اجتماعی
ورودِ انبوهِ مسافران با سبکِ زندگیِ متفاوت ، به برخوردِ فرهنگی و احساسِ تهاجم  در جامعه یِ میزبان دامن میزند .
این تضاد ، اعتمادِ اجتماعی را می سوزاند و به بیگانگی و خصومت تبدیل میشود.

۲.۴-  افزایشِ جرم و ناهنجاری

هرج ومرجِ جمعیتی ، نظارتِ اجتماعی را تضعیف میکند و بستر را برایِ افزایشِ جرم، نزاع و ناهنجاری هایِ اجتماعی فراهم میآورد .

۳-  چرا این اتفاق میافتد؟

– نبودِ برنامه ریزیِ ظرفیت محور : مقصدها بر اساسِ تعدادِ مسافر مدیریت میشوند، ،  نه ظرفیتِ تحمل

– فرهنگِ سفرِ جمعی :

سفر بعنوانِ حقِ همه تلقی میشود ، اما بدونِ آموزشِ مسئولیت پذیری
– قتصادِ وابسته به گردشگری :
جوامعِ محلی به درآمدِ گردشگری وابسته اند و از محدودکردنِ ورود میترسند .
– نبودِ نظارت و قانونگذاریِ مؤثر :
محدودیت ها یا وجود ندارند ، یا اجرا نمیشوند .

۴ – راهکارها ؛ از بحران به تعادل

۱- مدیریتِ ظرفیت :

تعیینِ سقفِ ورودِ روزانه بر اساسِ ظرفیتِ تحملِ اکوسیستم
۲- آموزشِ مسئولیت پذیری : فرهنگسازیِ گردشگریِ مسئولانه بجای گردشگریِ انبوه
۳- توزیعِ زمانی و مکانیِ سفرر:
تشویق به سفر در فصولِ کم تقاضا و مقاصدِ جایگزین

۴- سرمایه گذاری در زیرساخت هایِ محلی :

تقویتِ خدماتِ عمومی به نفعِ ساکنانِ بومی ، نه فقط مسافران

۵- مشارکتِ جامعه یِ محلی :

تصمیم گیریِ مشترک با بومی ها درباره یِ آینده یِ استانشان

جمع بندی

ورودِ بیش ازظرفیتِ مسافران ، نه یک موفقیتِ گردشگری ، بلکه یک هشدارِ زیست محیطی و اجتماعی است .

وقتی طبیعتِ یک استان نابود میشود و جامعه یِ میزبان به حاشیه رانده میشود ، آنچه باقی میماند ، نه رفاه ، بلکه ویرانه ای است که همگان ،  مسافر و بومی  تاوانش را خواهند پرداخت .

تعادل ، نه در بستنِ درها ،  بلکه در مدیریتِ هوشمندانه و احترام به ظرفیتِ طبیعت و جامعه است .
« خیلی زود دیر می شود …»

منبع: نشریه گیل رخ

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن