• امروز : جمعه - ۸ اسفند - ۱۳۹۹
  • برابر با : 15 - رجب - 1442
  • برابر با : Friday - 26 February - 2021
1

ضرب شتم پسر شهید لاجوردی توسط محافظ خانم «ع.م» + عکس

  • کد خبر : 26146
  • ۰۴ آبان ۱۳۹۴ - ۱۲:۵۴
ضرب شتم پسر شهید لاجوردی توسط محافظ خانم «ع.م» + عکس

فرزند شهید لاجوردی نوشت: شخصی آمد و به زبان صد البته خوش کلتش را کشید، خشاب بر زمین افتاد و بعد از برداشتن خشاب آنرا بر شقیقه گذاشت و با مهربانی کامل با پاهای مبارک نوازشی بر شکم و ساق پا و …   به گزارش صبح رانکوه به نقل از تسنیم، سید احسان لاجوردی […]

فرزند شهید لاجوردی نوشت: شخصی آمد و به زبان صد البته خوش کلتش را کشید، خشاب بر زمین افتاد و بعد از برداشتن خشاب آنرا بر شقیقه گذاشت و با مهربانی کامل با پاهای مبارک نوازشی بر شکم و ساق پا و …

 

به گزارش صبح رانکوه به نقل از تسنیم، سید احسان لاجوردی فرزند شهید اسدالله لاجوردی در اینستاگرام خود نوشت:

امروز ساعت ۱۵:۳۰ داشتم از نیاوران وارد سه راه یاسر می شدم. یک خودرو «بی ام و» با پلاک «ایران ١١ – ٣٨۶ م ۵١» که قصد داشت صف ماشین های پشت چراغ قرمز را رد کند به سمت چپ جدول های وسط خیابان آمد و با ماشین من تصادف کرد.

از ماشین پیاده شدم و جلویش را گرفتم تا فرار نکند و به پلیس زنگ زدم. راننده خودرو که دختری نیمه چادری بود هم تماسی گرفت و منتظر ایستاد.

بعد از دو سه دقیقه ای که آرام تر شدم قصد کردم بی خیال شوم و بروم که آن خانم به یکی از عابران گفت این آقا شیاد است و چون ماشین من مدل بالاست قصد اخاذی دارد و … عصبانیت فروخفته بازگشت.

شمارش دقایق به ٣ و ۴ نرسیده بود که آقایی آمد و بی سیم و کلتش را به رخ کشید و صد البته بدون بی احترامی خواست که کنار بروم و …

عرض کردم قصد داشتم بروم که ایشان توهین کردند.

به زبان صد البته خوش کلتش را کشید، خشاب بر زمین افتاد و بعد از برداشتن خشاب آنرا بر شقیقه گذاشت و با مهربانی کامل با پاهای مبارک نوازشی بر شکم و ساق پا و …

بی ام و رفت و جناب محافظ که فکر کنم او را ج. صدا می کردند مشت و لگد زنان به طرف یک خودر پژو رفت. فریاد زد اگر به سمت این ماشین بیایی شلیک می کنم. سرنشین عقبِ پژو خانمی بود چهره آشنا.

چهره ای داشت بسیار شبیه خانم «ع. م» همسر «ا. ه. ر»

 

1

البته فقط خیلی شبیه !

پلیس تماس گرفت. پاسخ دادم قضیه به خوبی و خوشی پایان یافت و جان من و زن و بچه ام مقدم است بر هر چیز.

اگر از احوال من بپرسید ملالی نیست جز اندکی درد استخوان و اندکی دلخوری. دلخوری از پاره شدن تی شرتی نو که تازه هدیه گرفته بودم.

وی در ادامه در کامنتی نوشت:خانومم اومد کلید ماشین رو از من بگیره و ماشین رو جابجا کنه، بدون هیچ صحبتی، حتی یک کلمه.

دختره شیشه رو کشیده پایین به خانومم میگه چرا شما اینقدر وحشی هستین !

 

لینک کوتاه : https://rankoohnews.ir/?p=26146

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.