چو سوز عشق نبینی به ساز شعر مپیچ               که شعر نغمه ی عشاق ارغنون خداست

«  استاد شهریار »

 

اختصاصی صبح رانکوه / عباس رسولی املشی:

دکتر محمدرضا سنگری از کارشناسان برجستة زبان و ادبیّات فارسی در باب تأثیرگذاری شگرف ادبیّات و خُسران دیدن کسانی که از ادبیّات بی بهره هستند، سخن زیبایی دارند. ایشان می گویند:

« ادبیّات انتشار زیبایی است و تکیه گاه مانایی اندیشه و فرهنگ. آنان که ادبیّات را ادراک نمی کنند، روح حیات را نیافته اند و به قلمروی شکوهمند زیبایی گام نگذاشته اند. »  ۱

بدون تردید در نزد ایرانیان هیچ هنری به اندازه ی شعر و شاعری نتوانسته است در دل و جان، روح و روان، ذهن و زبان و فکر و بیان آن ها راه پیدا کند و تأثیر بگذارد. شعر از زمانی که در ایران رسمیت یافت؛ یعنی از زمان طاهریان و سامانیان تا به امروز همواره جایگاه و پایگاه مهمی در میان مردم داشته است.

شعر تهییج کنندة مردم برای ایستادگی در برابر ظلم، شعر همنشین غم ها و شادی های مردم، شعر بیانگر آلام و رنج های مردم و شعر مایه ی سرافرازی مردم ایران در این دنیای پهناور است.

در اهمیّت شعر همین بس که درمنازل یکایک ایرانیان بعد از کتاب دینی ما  یعنی کلام الله مجید، آثاری چون دیوان غزلیّات لسان الغیب شعر فارسی حافظ شیرازی، بوستان و گلستان افصح المتکلّمین شعر و نثر فارسی سعدی شیرازی ، مثنوی معنوی مولانای کبیر و اثر سترگ حماسی یعنی شاهنامة حکیم ابوالقاسم فردوسی بزرگ ترین حماسه سرای ایران و چهرة تابناک حماسی جهان زینت بخش کتابخانه های ما است. البتّه این آثار عظیم نقش دکور را در منازل ما ندارند، بلکه ایرانیان این آثار را بارها و بارها با شور و اشتیاق مطالعه می کنند و از آن لذّت می برند. به یقین این آثار ارزشمند راهنما و هدایت گر ما ایرانیان در مسیر پُر پیچ و خم زندگی است.

تأثیری که شعر بر روی انسان می گذارد، شاید هیچ هنری این اندازه تأثیرگذار نباشد. گاهی اوقات خواندن یک بیت شعر، یک رباعی، یک غزل و … ممکن است چنان آدمی را متحوّل و دگرگون کند که شنیدن صدها سخنرانی یا خواندن صدها کتاب چنین تأثیری را نداشته باشد. ما در گذشتة تاریخی مان تا به امروز کم نداشته ایم حکایات کسانی را که با خواندن یا شنیدن شعری متحوّل گردیده و مسیر زندگی آن ها دگرگون شده است.

در چهار مقالة نظامی عروضی آمده است : احمد بن عبدالله خجستانی را پرسیدند که تو مردی خربنده ۲ بودی، چگونه به امیری خراسان رسیدی؟ پاسخ داد : در بادغیس درخجستان روزی دیوان حنظله بادغیسی ۳ را می خواندم به این دو بیت رسیدم :

مهتری گر به کام شیر در است             شو خطر کن ز کام شیر بجوی

یا بزرگیّ و عزّ و نعمت و جاه                  یا چو مردانت مرگ رویاروی

انگیزه ای در درون من پدید آمد که به هیچ وجه در آن حالت که اندر بودم راضی نتوانستم بود. خران را فروختم و اسب خریدم و از وطن خویش کوچ کردم …

در ادامه مراحلی را که تحت تأثیر همین دو بیت شعر حنظله بادغیسی طی کرد تا به امیری خراسان برسد، شرح

می دهد.۴

یا باز هم در اثر گران سنگ چهار مقاله، حکایت نصر بن احمد سامانی را به یاد می آوریم که با شنیدن قصیده رودکی

با مطلع :

بوی جوی مولیان آید همی           یاد یار مهربان آید همی

متأثر و دگرگون می شود و بدون موزه (کفش)  پا در رکاب اسب می گذارد و روی به بخارا می تازد. ۵

چنین حکایت هایی را در ادبیّات فارسی کم نداریم در باب کسانی که تحت تأثیر شنیدن شعری، مسیر زندگی آنان دگرگون شده است و این ها همه از جاذبة شگفت انگیز شعر است.

امروزه شاهد هستیم که بسیاری از افراد، چه کسانی که قریحه و ذوق شاعری دارند یا ندارند، تحت تأثیر همین جاذبة  شعر به وادی ادبیّات گام گذاشته اند. مسلّم است آنان که قریحه و استعداد شاعری ندارند، به مرور زمان از این مسیر بازمانده و عطای آن را به لقایش بخشیده اند، امّا آنانی که ذوق شاعری دارند، توانسته اند تا پایان عمر از خوان بی دریغ و گستردة شعر بهره مند شوند.

در عصرحاضر برای این که استعدادهای ادبی بتوانند شکوفا شوند و در عرصة ادبی رشد و نمو پیدا کنند؛ نیاز به مکانی برای تبادل افکار و اندیشه و بهره گیری از نظرات دیگران دارند. همین نکته، ضرورت و اهمیّت تشکیل انجمن یا نشست های ادبی را ایجاب می نماید. بدون تردید انجمن های ادبی مکانی برای تبادل افکار و اندیشه، مکانی برای رشد و شکوفایی استعدادهای ادبی، مکانی برای بهره گیری از نظرات افراد صاحب نظر در عرصة ادبیّات، مکانی برای همنشینی با دوستان ادیب و فرهیخته، مکانی برای آرامش روحی و معنوی و دوری از امور مادی زندگی و بالاخره مکانی است که هویّت و شناسنامه ی شاعر در آن شکل می گیرد.

رسمیت یافتن انجمن های ادبی در ایران را از دوره ی قاجاریه عنوان نموده اند، امّا نگارنده اعتقاد دارم که هم زمان

با رسمیت یافتن شعر، این نشست های ادبی وجود داشته است. برای درستی این ادعا حکایتی را از کتاب لطایف الطوایف فخرالدین علی صفی می آورم :

حکیم ابوالقاسم فردوسی وقتی که به درگاه سلطان محمود غزنوی در غزنین رسید، مجمعی از شاعران پایتخت به نام های عنصری، فرخی و عسجدی را دید. عنصری از فردوسی پرسید : چه کسی که غریب می نمایی؟ فردوسـی پاسخ داد: مردی شاعرم و از جانب توس آمده ام.

در آن نشست قرار بر این شد که این چهار شاعر به مشارکت هر کدام مصراعی را در قالب رباعی بسرایند. در این

نشست بود که فردوسی هنر خود را در شعر و شاعری به دیگر شاعران پایتخت دیکته می کند و همگی به مهارت و استعداد بالای فردوسی ایمان می آورند. ۶

این حکایت بیانگر این موضوع است که در گذشتة بسیار دور شاعران دور هم جمع می شدند و آثارشان را برای یک دیگر می خواندند و از نظرات هم بهره می بردند.

و امّا در عصر کنونی این وظیفه بر عهدة متولیان فرهنگی ما است که از انجمن های ادبی حمایت و پشتیبانی نمایند

تا بیش از پیش شاهد اعتلای فرهنگ و رشد و شکوفایی استعدادهای ادبی باشیم.

امروزه در جهان بیش از هر چیزی ما را با فرهنگ غنی و پُربارمان می شناسند. ما را با فردوسی، سعدی، مولوی و

حافظ می شناسند. باید بپذیریم که فرهنگ هر جامعه، هویّت، شناسنامه و موجودیّت آن جامعه را تشکیل می دهد.

اعتبار ما ایرانیان در جهان با فرهنگ غنی ما گره خورده است. پس بیاییم به فرهنگ و جلوه های گوناگون آن از جمله ادبیّات قدر و اهمیّت بیشتری قائل شویم.

 

پانوشت :

۱-  سنگری ، دکتر محمّدرضا ( ۱۳۸۱ ) ، ادبیّات به چه درد می خورد « یادداشت سردبیر » ، رشد آموزش زبان و فارسی ،

سال شانزدهم ، شماره ی ۶۳

۲-  نگاهبان خر ، مهتر الاغ ، آن که الاغ کرایه دهد ، مکاری

۳-  از نخستین شاعران پارسی گوی و از معاصران دولت طاهریان ( فوت حدود ۲۲۰ ه . ق )

۴-  مقصودی ، نورالدین ( ۱۳۷۲ )، چهار مقاله ی نظامی عروضی ، چاپ دوم ، انتشارات دانشگاه پیام نور ، صص ۱۵۲ – ۱۵۱

۵-  همان ، صص ۱۷۷ – ۱۷۵

۶-  گلچین معانی ، احمد ( ۱۳۳۶ ) ، لطایف الطوایف ، فخرالدین علی صفی ، انتشارات اقبال

 

«   عباس رسولی املشی  »

 

 

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو کردن