• امروز : سه شنبه - ۱۷ تیر - ۱۳۹۹
  • برابر با : 17 - ذو القعدة - 1441
  • برابر با : Tuesday - 7 July - 2020
0

چتری بیاورید، مزارم بارانی ست…./ بقیع لنگرود، در زیر باران

  • کد خبر : 27165
  • ۱۹ آبان ۱۳۹۴ - ۱۹:۴۰
چتری بیاورید، مزارم بارانی ست…./ بقیع لنگرود، در زیر باران

پسرم، سالهاست که تو را چشم انتظارم . صدای زنگ در که می آید به خیالم که فرزندم از سفر برگشته ولی افسوس … به مادر قول داده بودی که بر می گردی و مادر هنوز چشم انتظارم که برگردی و تو را در آغوش بگیرم.     به گزارش صبح رانکوه، به نقل از […]

پسرم، سالهاست که تو را چشم انتظارم . صدای زنگ در که می آید به خیالم که فرزندم از سفر برگشته ولی افسوس … به مادر قول داده بودی که بر می گردی و مادر هنوز چشم انتظارم که برگردی و تو را در آغوش بگیرم.

 

 

به گزارش صبح رانکوه، به نقل از پایگاه خبری لات لیل، پسرم، سالهاست که تو را چشم انتظارم . صدای زنگ در که می آید به خیالم که فرزندم از سفر برگشته ولی افسوس … به مادر قول داده بودی که بر می گردی و مادر هنوز چشم انتظارم که برگردی و تو را در آغوش بگیرم.

عزیزم را؛ امیدم را؛ آرامش زندگی‌ام را؛ به‌دنبالش می‌گردم نه برای بازگشت به خانه، نه برای زندگی دوباره در محبس کاشانه، نه می‌خواهم بیاید، می‌خواهم بیاید تا دوباره آهنگ عاشقانه شهادت را در گوشش زمزمه کنم، می‌خواهم بیاید تا یک‌بار دیگر تسمه تفنگ را بر دوشش افکنم.

می‌خواهم بیاید تا کوله‌بارش را از هدایای مادران شهدا برای تقدیم به آستان مولایش حسین (علیه‌السلام) پر نماید، می‌خواهم بیاید تا بار دیگر نوای دل‌انگیز چکمه‌هایش بر آسفالت سرد کوچه، سرود ایثار و جانبازی را به‌سوی عرش خدا به ارمغان برد. می‌خواهم بیاید تا بار دیگر نوار سرخ‌رنگ لبیک یا خمینی را با دست‌های چروکیده‌ام بر پیشانی‌اش ببندم، می‌خواهم بیاید تا دامنی از یاس سفید همراه با آوای «فالله خیر حافظا» را بدرقه راهش نمایم.

فرزندم گم‌گشته‌ام کربلا در انتظار؛ راهیان کربلا به پیش با گام‌هایی استوار، کبوتران سفید حرم چشم به راه عاشقان کفن‌پوش خمینی‌اند؛ بیا زودتر بیا برادرانت را همراهی کن. بیا و پرچم پرافتخار پیروزی را بر دوش‌گیر و تکبیرگویان تا حرم بزرگ آن آموزگاران مکتب شهادت رهرو باش با رشادت‌هایت تلألو خون تارک مولایمان علی را با اهتزاز پرچم خونین کربلای ایران به قبه آسمان سایش به ملکوتیان نشان ده و به آنان بگو که ما به عهد خود وفا کردیم وفا کردیم و به ندای هزار و چهارصد ساله پیشوایمان لبیک گفتیم که فریاد زد: «هل من ناصر ینصرنی». بگو که ناصر حسینی و فدایی راه فرزندش امام خمینی هستی عزیزم.
گم‌گشته‌ام اگر بیایی چلچراغ قلبم را به دستت می‌سپارم تا پیشاپیش مقدم عزیزان این دیار را که راهی کعبه عشق خود، نینوای حسین هستند، نورافشانی کنی و بر بلندای گنبد پرچمدار کربلا حضرت ابوالفضل سرود فجر و پیروزی را به گوش جهانیان برسانی. آن روز نزدیک است.
سلام
سلام بر چشم انتظاری.سلام بر بوی تربت.سلام بر سرزمینی که از آن همه جوان، فقط استخوان هایشان را به آغوش میهن بازگرداند . در مزار مطهر چهار شهید گمنام لنگرود چه می گذرد ؟

سالهاست که با تغییر و تحول در مدیران ، هنوز وقتی که آفتاب می تابد در زیر آفتاب می سوزد ….
وای بر من که هنوز …. وای بر من که هنوز…
که هنوز نتوانسته ام آرامگاهی برایت بسازم تا زیارتگاه عاشقان شود و دارالشفای درماندگان…

و وقتی که باران می بارد ، مزارت خیس می شود. چتری بیاورید ، مزارش بارانی ست ، شاید به بهانه آوردن چتر، در گوشه ای خلوت ، زیر باران بنشینی و راهش را زمزمه کنی ..
وای بر ما که هنوز …..

لینک کوتاه : https://rankoohnews.ir/?p=27165

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.