• امروز : پنج شنبه - ۱۱ آذر - ۱۴۰۰
  • برابر با : 27 - ربيع ثاني - 1443
  • برابر با : Thursday - 2 December - 2021
3

نیم نگاهی به زندگی نامه ووصیت نامه شهیدوالامقام حسن زارعکار املشی

  • کد خبر : 12082
  • ۲۹ آبان ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۳
نیم نگاهی به زندگی نامه ووصیت نامه شهیدوالامقام حسن زارعکار املشی

زندگی نامه پاسدار شهید حسن زارعکار مشکله ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون     صبح رانکوه: روز بیستم بهمن ماه ۱۳۴۶ ولادتی را شاهد بود که مولودش پس از ۱۸ سال دیگر باید پاسدار ارزشهای الهی باشد . آری مولود همان بود که امامش در ۱۵ خرداد […]

زندگی نامه پاسدار شهید حسن زارعکار مشکله
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

 

 

صبح رانکوه: روز بیستم بهمن ماه ۱۳۴۶ ولادتی را شاهد بود که مولودش پس از ۱۸ سال دیگر باید پاسدار ارزشهای الهی باشد . آری مولود همان بود که امامش در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ فرمود سربازان من در شکم مادرهایشان هستند . شاید زندگی نامه بیشتر مردان درست پیمانی باشد که در راه خدا پیمان نشکستند . شاید شرح زندگی حسن زندگی نامه خیلی از همرزمانش باشد که اکنون به مقام قرب الهی رسیده اند و در صف رجال صدقوا ما عاهد و الله علیه … قرار گرفته اند . آری شرح زندگی نامه حسن به واقع شرح زندگی شهیدانی است که از دیار پاک و محروم روستا برخاسته اند و رنج و درد روستا و روستایی را نه درک بلکه حس کرده اند . شهید حسن زارعکار در یک خانواده مذهبی و در روستای مشکله تولد یافت . سطوح دبستان و راهنمایی را با موفقیت کامل به پایان رساند و به دبیرستان راه یافت پس از یمسال تحصیل در رشته علوم انسانی به دلایل مختلف از تحصیل دست کشید در حالیکه هنوز اجباری به گذراندن خدمت نظام وظیفه نداشت در صف پاسداران وظیفه قرار گرفت تا پاسدار حقیقی ارزشها و سنن الهی باشد . حسن با قرار گرفتن در صف پاسداران خون نامه سرخ فام و عدالت و آزادگی امیر مومنان و فرزندش سید شهیدان را امضاء نمود . در طول زندگی بسیار کوتاه خویش خویش علی گونه زیست و علی گونه زیستن را به دیگران آموخت و نمونه بارز و کامل این شعار سرور شهیدان بود که نه ظلم کن به کسی نه زیر بار ظلم و ستم و بی عدالتی را از هرکسی صادر میشد تحمل نمی کرد . در حالیکه در مقابل حق سر فرود می آورد همچون امیر مومنان علی (ع) در مقابل خواسته ها و امیال خوارج سر فرود نمی آورد و گول پیشانی پینه بسته و محاسن مرصع افراد نادان را که در لباس اسلام تیشه به ریشه انقلاب می زنند نخورده و در مبارزه دائم و خستگی ناپذیر با زاهدان احمق بود . با عزت و شرف و پاکدامنی زیست و ناموس و شرف و حیثیت دیگران را ناموس خود می پنداشت .
از خردسالی تا لحظه آخرین شهادت اسوه النظافه من الایمان بود و گواه این مدعا شلوار را اطو کرده و محاسن و موی شانه زده و کفش واکس زده اوست .
در شبی که پایانش شهادت است و پیوستن به خدا و معشوق ازلی عشق و علاقه او به پیوستن در صف آزاد مردان سپاه توحید بدان جهت بود که شهید در دو خرامان ناشی از ظلم و استبداد سپاه پهلوی را بدان جهت که یک روستا زاده بود درک کرده بود جوانی که در آفتاب گرم تابستان کار نکرده باشد . ، کسیکه در ناز و نعمت بسر برده باشد نمی تواند درک کند که به استقبال شهادت رفتن یعنی چه ، نمی تواند درک کند هجوم استکبار جهانی به ناموس و حیثیت و تمامیت ارضی کشور و تمامیت ارضی کشور و تجاوز و لوث معتقدات دینی مردم یعنی چه . حسن شهید با درک همه اینها در تاریخ ۱۸/۴/۶۵ یعنی تیر ماه ۱۳۶۵ در صف سپاهیان لشکر توحید و مردان عزم آهنین که در راه آزادی وطن از یوغ بندگی استکبار قیامی را آغاز کرده بودند قرار گرفت . و با عشق که به حضرت ثامن الائمه داشت افتخار یافت تا در صف سپاه مردان لشکر ۲۱ امام رضا (ع) قرار گرفت . شهید زارعکار یکماه قبل از شهادت برای آموزش شنا به مشهد رفت و شاید در مرقد مطهر حضرت رضا (ع) عهد کرده بود که انتقام خون جد گرامیش را از یزیدیان زمان بگیرد . شهید در تاریخ ۱۸/۴/۶۵ عازم جبهه گردید و تا تاریخ ۱۹/۱۰/۶۵ که شربت شهادت نوشید یعنی درست ۲ ماه که در جبهه بود . در جبهه های مختلف مستمر داشت . عشق و علاقه او به رزمندگان و رزم و جنگیدن سلب شده بود که وقتی در باختران از او می خواهند آموزش نظامی ببیند به خاطر شتاب در رفتن پیوستن به رزم ، میگوید که قبلاً آموزش نظامی را دیده است .
همیشه و همرزمان که از جبهه می آمد برایمان از فداکاریها و مردانگی افراد سپاهی که در لباس رزمندگان بسیجی برون هیچگونه چشم داشتی به مادیات وزر و زیور دنیایی جنگیدند می گفت از شور و به استقبال شهادت رفتن مردان جبهه می گفت و خلاصه اینکه چند روز برایش مرخصی به سختی می گذشت و همیشه دو روز قبل از به پایان مرخصی عازم جبهه بود و دوست داشت همیشه در جبهه باشد . تا مدت ۲۰ روز هیچ اطلاعی از او نداشتیم تا اینکه پس از عملیات کربلای ۴ به ما اطلاع دادند که در آماده باش بوده اند و در عملیات کربلای ۴ شرکت نداشتند و امکان شرکت در حمله بعدی می رود . پس از عملیات کربلای ۴ عملیات افتخار آفرین کربلای ۵ در شلمچه آغاز شد و بی سیم گردان الحدید در شب اول عملیات یعنی شب ۱۹ دیماه به شرف شهادت نایل شد . دوستانش از حالات او در شب عملیات و قبل از شروع حمله میگویند حسن بسیار خندان بود و هنگامی که یکی از دوستانش به او می گوید که نباید وصیت کنی حسن در جوابش به شوخی می گوید که ما زن و بچه نداریم تا وصیت کنیم سپس به نماز می ایستد و پس از نماز وصایائی که قبلا نوشته بود برای تایید به دوستانش میگوید و در مورد رساندن پول یکی از دوستانش به خانواده اش سفارش مجدد می کند . حمله شروع می شود و حسن چون بیسیم چی گردان بود اقتضا می کرد که با فرمانده گردان باشد و هنگامیکه همراه فرمانده برای اطلاع از وضع دشمن رفته بودند ابتدا بر اثر ترکش خمپاره موج گرفته و سپس بر اثر اصابت ترکش خمپاره دیگر به ناحیه سر به معشوق ازلی میرسد و همانطور که در وصیت نامه اش می نویسد
زمین تنگ است و ما مرغ هوائیم بیا تا کهکشانها پر بگیریم .
پروازی را که آزادانه آغاز می کند و وداعی مدام با اهل زمین کرده و شهید حق تعالی میرسد .
در آخرین لحظات خداحافظی شهید گرامی ما ابیات زیر را بر روی پاکت نامه اش که حاوی وصیت نامه بود :
نوشته بودند که تقدیم می گردد :
بیا تا جستجو را سر بگیریم سراغ منزل دیگر بگیریم
زمین تنگ است و ما مرغ هواییم بیا تا کهکشانها پر بگیریم
بیا تا در حصار تن نماییم سرود عشق را بر لب بخوانیم
بیا ایدل سمند عشق زین کن کز این جا تا کوی جانان براینم
والسلام – روحش شاد و راهش یابنده باد – خانواده شهید حسن زارعکار

وصیت نامه شهید پاسداررشیداسلام حسن زارعکار
ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله امواتا بل احیاء ولکن لا تشعرون
وصیت پیام است و عالیترین و بهترین و رساترین پیام را مجاهد فی سبیل الله میدهد . در شب حمله و قبل از شروع عملیات کربلای ۵ دوستان حسن به او می گویند که آیا نباید وصیت کنی ؟ حسن در جوابشان به شوخی و با همان لبخند همیشگی خود می گوید :
ما که زن و بچه نداریم تا وصیت کنیم ، آری حسن با اینلبخند عبرت آموز شاید می خواهد که بگوید نوشته و کاغذ و جوهر نیست که پیام شهید را می رساند . بلکه قطره قطره خون شهید که بر خاک می ریزد پیام را می رساند . شهید زارع از دیار امن و زندگی راحت و آسوده به دیاری غریب هجرت می کند تا ظلم و ستم و بی عدالتی را ریشه کن نماید . و این خود عالیترین نمونه پیام است که زیستن با ظلم و ستم و بسر بردن با ظلم ننگ است .
شهید با هجرت از وطن و ستیز با دشمن تجسم عینی این آیه کریمه قرآن است که : « والذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل اللله و الذین آووا و نصروا اولئک هم المومنون حقاً لهم مغفره و رزق کریم »
ولی چون وصیت کردن یکی از سنن الهی است ، شهید زارع کار به عنوان پاسدار ارزشها و سنن الهی خود را موظف به وصیت کردن می بیند و لذا قبل از شروع عملیات به دوستان چندین بار سفارش می کند که مبلغ ۲۰۰ تومان را که والدین یکی از دوستانش به او داده بودند تا به فرزندشان برساند او موفق به دیدنش نشده است . از تعاون لشکر گرفته و به خانواده اش برسانند . همچنین در پشت پاکتی که کاغذ وصیت نامه در آن بود و در شب عملیات گرفته بود . چند بیت از اشعار پر معنای عرفانی را چنین میآورد :
بیا تا جستجو را سر بگیریم سراغ منزل دیگر بگیریم
زمین تنگ است و ما مرغ هواییم بیا تا کهکشانها پر بگیریم
بیا تا در حصار تن نماییم سرود عشق را بر لب بخوانیم
بیا ایدل سمند عشق زین کن کز این جا تا کوی جانان براینم
ای خوشا مرغ دبم از قفس بسته پرید پر کشید و نفسی از کمر خسته پرید
بخشش نور جهید بر رخم از دیدن یار دیده از خواب شدم تا نفس سینه پرید
به فریاد دلم آخر رسیدی به ژرفای شب تارم دمیدی
هلا ای آفتاب روشن عشق نوید طلعت صبح سپیدی
نشریه اینترنتی دفاع مقدس املش/

لینک کوتاه : https://rankoohnews.ir/?p=12082

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.