00:37

1401/11/11

فرهنگ رمضان در سرزمین شالی و باران

100818001249

خورشید سی ام شعبان، واپسین فروغ خود را سپری می کرد و شالیکاران روستا راهی کلبه ها می شدند تا تصویرگر نیایشی به سادگی شب های رمضان باشند.

به گزارش صبح رانکوه   آیین ها نمادی از اعتقادات ریشه داری است که یادگارهای پیشین است و علاوه بر اینکه بیانگر قدمت و پیشینه تاریخی جامعه مان است، گویای هویت فرهنگی نیز هست. 

گمان نمی کنم در تصور هیچ فیلسوف، جامعه شناس یا سیاستمداری، جهانی شدن به معنی یکسان شدن باشد و همچنان این تفاوت های فرهنگی است که هویت آدم ها را بر می سازد.
گویی در شهرها آیین و فرهنگ رمضان یکی شده و همه بر یک قاعده، پیشواز ماه نیایش را آغاز می کنند هر چند گاه تفاوت هایی اندک در کوی و راه هویدا می شود.
گیلان با پیشینه ای کهن سرشار از آیین ها و مراسمی است که هر یک در فصل، زمان و مکان خود اجرا می شود و هریک نشانگر فرهنگی کهن است اما نیکبختی نیست که اینک، شاید برای دیدن پاره ای تفاوت ها می بایست به دل روستا پناه برد.
شب شده بود و تنها ستاره ها پیدا بودند و صدای قورباغه ها و جیرجیرک ها مداوم و گاه صدای گاو و بوقلمون و سگ ها فضا را پر کرده بود و بر سردر هر کلبه با پنجره های چوبی به رنگ آبی و قرمز کور سویی از لامپی کم نور سوسو می زد.
تازه از سر شالی برگشته بود و خستگی از چهره نحیفش فریاد می زد، همه او را زن دایی صدا می زنند و ما نیز چنین …
ناخوانده میهمانش شده بودیم و خوشحالی را چه خوب در صورتش پدیدار کرد و مشهدی جعفر هم …
مشهدی جعفر همسرش بود و بیمار، در کنجی از کلبه دراز کشیده بود و زن دایی قصه ˈکوکب خانمˈ را برایمان تصویر کرد و مدام تکرار می کرد سفره افطار را پهن کنیم دیر شد …
سبزی خوردن، شامی (حتما باید بر سر سفره افطار گیلانی ها باشد) ، چای، شکر ، پنیر و نان تازه و رشته خشکار (شیرینی ویژه ماه مبارک رمضان گیلانیان که ورقه ای است از آرد برنج پر شده با گردو و هل و شکر) …

زن دایی می خندید و در میان نور لنز دوربین ها با گویش شیرین گیلکی اش می گفت چه چیز این زندگی ساده برایتان جالب است و یکی گفت ˈسادگیˈ …

زن دایی به گربه اش غذا می داد که در میان صدای قورباغه و جیرجیرک ها صدای زنی به گوش می رسید – زن دایی او را ˈریاحینˈ می خواند – که برای رفتن به مسجد فرا می خواندش…

زن دایی پیشواز ماه رمضان را ˈپیشاشوˈ می خواند و با حسرت روزگار گذشته گپ و گفت را آغاز کرد: دیگر صفای آن دوران نیست.

او می گفت: پیشترها خورد و خوراک بهانه بود و اگرچه زحمت فراوان ، دل ها خوش بود همه کارها بی ریا انجام می شد؛ و شادی و غم برای همه بود.

وی ادامه داد: پیشترها رمضان هم نوروز بود؛ خانه تکانی می کردیم و دیوارها را با گل رنگی سفید می کردیم، برنج خیس می کردیم و در نمکیار (ظرف سفالی ویژه گیلان که برای ساییدن مورد استفاده قرار می گرفت) آرد فرنی می ساختیم و رشته برای خشکار می ریختیم و در زیر نور چراغ های فانوس حبوبات پاک می کردیم و هرکس به فراخورش نذری آماده می کرد و همه به مسجد می رفتند.

زن دایی از مراسم آشتی کنان به عنوان یکی دیگر از آداب استقبال ماه مبارک رمضان در گیلان یاد می کند و می گوید: این آیین تنها برای روستای آنان نیست و به تقریب در همه شهرها و روستاها وجود دارد و تشریفات آن بسیار ساده است.

او می گوید: اگر دو نفر از یکدیگر ناراحتی و کدورتی داشتند؛ یک ریش سفید و بزرگ تر، با پا درمیانی، در مراسم ساده ای که درخانه خود بر پا می داشت؛ آن دو را بدون اطلاع یکدیگر دعوت می کرد و پس از نصیحت کردن آنان را با هم آشتی می داد.

ˈریاحینˈ نیز در کوتاه چوبی را بر پاشنه چرخاند و به جمع ما پیوست و گویی یادآوری پیشترها چنان خوش بود که مدام با تبسم و آه سخن می گفت: قدیم ایام، بیدار باش سحر با بانگ خروس، شناختن ستارگان و محل و جای آنها در آسمان، کوبیدن دیوار همسایه، جار کشیدن در کوچه ها و صدای مناجات از گلدسته های مساجد انجام می شد.

او می گوید: هر خانواده با توجه به توانایی مالی خود، علاوه بر اینکه در طول ماه رمضان در خانه اش از روزه داران پذیرایی و برای آنها سفره افطاری پهن می کند؛ گزیده ای از آنچه را که بر سفره افطار خود داشت، در طبقی بزرگ که در گیلان به آن مجمعه گویند می گذاشت و برای عبادت کنندگان و معتکفان در مساجد می فرستاد و هنوز هم این رسم ادامه دارد.

ساده بودند و بساط افطار پیشواز یا به گویش گیلکی پیشاشو به راه بود و آنان مشغول به گفت و گزار مردمان روستای خود و گاه می نالیدند از درد شانه و زانو و باز هم می گفتند …

ˈمحمد بشراˈ پژوهشگر فرهنگ مردم گیلان روز یکشنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا درباره آداب و رسوم ویژه ماه مبارک رمضان در استان می گوید: تحقیقات میدانی و گفت وگو با سالخوردگان حکایت از آن دارد که مردم گیلان در قرنی که گذشت، دست کم هشت آیین ویژه برای استقبال و گرامیداشت ماه مبارک رمضان داشته اند که امروزه به جز دو – سه رسم که در برخی مناطق گیلان برجای مانده، بقیه به دست فراموشی سپرده شده اند.

وی افزود: نظافت و خانه تکانی، خرید لوازم چایخوری و سفید کردن ظروف مسی، تهیه مایحتاج ماه مبارک رمضان، مراسم آشتی کنان ، تشخیص و اعلام وقت سحر با بانگ خروس و ستارگان، افطاردهی و فرستادن سحری و افطاری، دوختن کیسه برکت، پیراهن سلامت و روسری بخت گشایی و مراسم ویژه عید فطر آیین هایی بودند که اجرای آنها در جای جای استان مرسوم بود.

بشرا بیان کرد: آیین ها و آداب و رسوم دینی، همواره مستلزم نکات اخلاقی است و مشارکت کنندگان خود را به ارزش های استعلایی فرا می خواند و البته باید دقت کرد آداب و رسوم دینی با خرافات ساختگی آمیخته نشود.

آیین ها و مراسمی که از زمان های گذشته به ما سپرده شده، علاوه بر اینکه بیانگر قدمت و پیشینه تاریخی جامعه مان است؛ گویای هویت فرهنگی ما نیز هست و به سخن دیگر، این آیین ها همانند ˈشناسنامهˈ ای هستند که مشخصات ایرانی بودن و اسلامی بودن بر صفحات آن حک شده و نه تنها بهترین هایش می بایست حفظ بلکه می بایست نیک اندیشی دیگر از نسل نو بر آن پایدار شود./لاهیجان

گزارش از: مرضیه ضامن

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *