20:30

1403/04/27

صبح رانکوه گزارش می دهد/تاریخچه ساخته شدن درمانگاه قدیمی املش

درمانگاه2

 اختصاصی صبح رانکوه: به گزارش خبرنگار صبح رانکوه، آنان که قدیمی ترند یقیناً با مردی آشنایند که روزی روزگاری رئیس بهداری شهرستان رودسر بود، شهرستان املش هم زیر مجموعه رودسر ….
به خاطر دارم زمانی که آبله مرغان گرفته وارد این درمانگاه قدیمی شده بودم، سال ها ازآن زمان می گذرد و همیشه ذهنم به این موضوع که چگونه این درمانگاه ساخته شد، مشغول کرده بود ….
بعداز کنکاش از پیشکسوتان پزشکی به این نتیجه رسیدیم که لازم است مردی از جامعه پزشکی را دیدار کنم و او کسی نبود جزء دکتر سید محمد رئیسیان که احترام زیادی، جامعه پزشکی ومردم شهرستان رودسر به خاطر خیّر و مردمی بودن را داراست … بارها به عنوان پزشک نمونه
انتخاب گردیده و خاطرات بسیار از گذشته دارد، حتی در زندگینامه اولین پزشک املش میرزا اسماعیل سمیعی املشی می گوید : بچه بودم معاینه ام کرده است…
به هر حال با ایشان قرار ملاقات گذاشتیم و در یک عصر شلوغ و سال جدید 93 به طرف شهرستان لنگرود حرکت کردیم تا با مردی دیدار کنیم که سال 1344 یعنی درست 49 سال پیش رئیس بهداری رودسر واملش بودند واو کسی نیست جزء دکتر جعفر طلوعی یکی از پیشکسوتان عرضه پزشکی که کهولت سن وکسالت همسر ایشان باعث گردیده است مطلب را زودتر از موعد مقرر ببندد …. بعد از پیدا کردن جایی برای پارک با همکاری دکتر رئیسیان موفق گردیدیم ایشان را از خانه به مطب آوریم. دیدار دو پیشکسوت قدمی هم حال هوای دیگر داشت …. دکتر جعفر طلوعی در مورد ساخته شدن و تهیه زمین درمانگاه قدیمی اینگونه آغاز نمود که ….
قبل از سال 1342 زمین درمانگاه را گرفته بودند و هشت هزار متر را مرحوم کاظم خان صوفی وقف بهداری کرده بود. قبل از من دکتر عطاء اله رحیمی رئیس بهداری بود که این زمین رادر اختیار داشت و این پست بهداری رادکتر سمیع سمیعی پسر میرزا اسماعیل سمیعی به ایشان داده بود. …. سال 1344 رئیس بهداری رودسر شدم و درمانگاه را ساختم و دیوار کشی کردم ….
دکتر فرمود :دیوار کشی و زمین برای خودش حکایتی دارد …..
قبل از سال 1342 زمین درمانگاه را گرفته بودند و هشت هزار متر را مرحوم کاظم خان صوفی وقف بهداری کرده بود.
کاظم خان صوفی هشت هزار متر را وقف بهداری املش کرده بود و ما رفتیم دیوار بکشیم که با مخالفت خانواده بنائی که راه می خواستند وخانواده کاظمی و تحریری روبه رو شدیم که خواسته آنان معقول و منطقی بود … از شرق تحریری جاده می خواست که دادیم و از غرب بنائی وکاظمی ها که بنا درست کرده بودند. برای آنکه رضایت آنان را جلب کنیم بیست هزار تومان تقاضا کردند که قبول کردیم و حتی کاظمی گفت : من الان می خواهم و من وعده دو ماهه دادم قبلاً به این زمین به زبان محلی شیرجیک لات که الان بیمارستان شده می گفتند که نهر آبی هم در آن جریان داشت ومقداری ازاین زمین را مرحوم محمد علی بهبودی املشی به ما واگذار کرد وقتی دیوار کشی کردیم به جای هشت هزا رمتر دیدیم ده هزار متر شده بود … این دو هزار متر اضافی را فهمیدیم که متعلق به تقی خان صوفی است به منزلش رفتیم، منزل او شکل خاصی داشت و دهلیزهای متعدد که بعداً فهمیدم که برای مهمانان مهیا گردیده است. به هرحال مرحوم مهندس غَرَوی نیز در خانه تقی خان صوفی بودندو مهندس غَرَوی گفتند برای چی اینجا اومدی و من شرح دادم، که ایشان گفتند از تقی خان زمین نخواه، حال خوشی ندارد !! امشب عصبانی است وشما بروید… در همین زمان، تقی خان آمد و گفتند : چی شده است ، وقتی توضیح دادم که دو هزار متر اضافه آمده است، ایشان گفتند : آن دو هزار متر مال شما باشد، مرحوم مهندس غَرَوی گفت : این دو هزار متر متعلق به کارخانه چای است به عبارتی مهندس سنگ می انداخت. تقی خان صوفی گفت : مرا وسوسه نکن که پدرم گفته است این راوقف قبرستان کرده ام ولی برادرم قبرستان خریده است پس این دو هزار متر در اختیار شماست.
دکتر جعفر طلوعی سپس می گوید :ما مهندس رایگان گرفتیم به نام مهندس دائی جواد که اصفهانی بود و آن گوشه هم ساختمان سرایداری ساختیم. درمانگاه ساخته شده از بودجه دولتی درست نشده بود، از بودجه انجمن بهداری بود. در گذشته قانونی داشتیم که یک عده ای بهداری را اداره می کردند که عبارت بودند.
در گذشته قانونی داشتیم که یک عده ای بهداری را اداره می کردند که عبارت بودند از شهردار، رئیس انجمن شهر، رئیس شیر وخورشید آن زمان و معتمدین شهر که در املش حاج هدایت هم عضو انجمن بود.
از شهردار، رئیس انجمن شهر، رئیس شیر و خورشید آن زمان و معتمدین شهر که در املش حاج هدایت¬هم عضو انجمن بود. وهر شهری اعتبار خاصی داشت¬و توانستیم با حصار کشی وساختن درمانگاه کمکی به مردم املش در 49 سال پیش داشته باشیم. هروقتی این درمانگاه را می بینیم، خاطرات به یاد ماندنی از گذشته درذهنم نقش می بندد…ماه هم ساعت 5/10 شب دکتر را با خاطراتش تنها گذاشتیم تا با یاد آوری خاطرات، شبی دیگر را با گذشته شیرین صبح کند.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *