• امروز : شنبه - ۱۸ مرداد - ۱۳۹۹
  • برابر با : 19 - ذو الحجة - 1441
  • برابر با : Saturday - 8 August - 2020
2

شاعر احمد علی خان صوفی سیاوش املشی

  • کد خبر : 12398
  • ۰۴ آذر ۱۳۹۳ - ۲۱:۲۱
شاعر احمد علی خان صوفی سیاوش املشی

شاعر احمد علی خان صوفی شاعری دارای کلام سراپا شوق و احساس است ،که به آداب و رسوم فرهنگی بومی نیز ، توجه ویزه داشت. متولد ۱۲۹۰ش و پسر ارشد و فزند دوم نصرت اله خان صوفی سیاوش بودند و همچون پدر بزرگ و عموی ایشان آیت اله حبیب اله املشی ( معروف میرازرشتی ) […]

شاعر احمد علی خان صوفی شاعری دارای کلام سراپا شوق و احساس است ،که به آداب و رسوم فرهنگی بومی نیز ، توجه ویزه داشت.

متولد ۱۲۹۰ش و پسر ارشد و فزند دوم نصرت اله خان صوفی سیاوش بودند و همچون پدر بزرگ و عموی ایشان آیت اله حبیب اله املشی ( معروف میرازرشتی ) دارای گرایشات مذهبی بسیار قوی بودنددر جوانی خدمت سید محمد تقی اشکوری سیر و سلوک کردند . با استخدام در بانک کشاورزی مبتکر ایجاد باغات متعدد فندق در ییلاقات املش ( امام ، شوک ،نسس و…) و نخستین شهردار املش یود…. در تمام منطقه امام فقط دو اصله درخت فندق وجود داشت که بر اثر مساعی و تشویق و تعلیم وی امروزه به بیش از ده هزار هکتار باغ فندق کاری توسعه یافته و سود کلانی را بهره مردم آن دیار ساخته است.شاعری دارای کلام سراپا شوق و احساس است، منیت و مایی را از میان بر می دارد ،عظمت عبودیت را متجلی می سازد.او مردی بود که از تظاهرات نفرت داشت .صوفی نه تنها یه شعر و کلامش احترام و عشقی وافر دازرد که به آداب و رسوم فرهنگی بومی نیز ، توجه ویزه داشت در ( مثنوی کوچ) این نکته بینی مشاهده میشود ، پیرامون اشعار این بزرگ مرد گیلک سخن یسیار است در این فرصت شعری تقدیم می گردد:

نگاه لیلی

نگاه مست لیلا دل نشینه ***دو چشمانش چه ماند ، آبگبنه

سزای هر نظر بازی همینه

به سوزد ،یا که سازد با غم یار *** یه یاد آور مرا ، لیلی به یاد آر

من از روز ازل دانی که مستم ***میم ، چون می دهی ، بردی ز دستم

ترا چون بت پرستان می پرستم

چه می خواهی دگر از این دل زار ***یه یاد آور مرا ، لیلی به یاد آر

گلی دیدم کنار جویباری *** کنارش باغبان در بی قراری

به گوشش خواند، رمز بردباری

گلا ، تا کی نشینی ، دامن خار ***یه یاد آور مرا ، لیلی به یاد آر

خوشا عشقی که دل سوزد ز آغاز *** خوشا آن عاشق با هجر دمساز

خوشا یاری که با یاری کند ناز

به کنج خلوتی فارغ ز اغیار ***یه یاد آور مرا ، لیلی به یاد آر

پریشانم ، پریشانم رفیقان *** بتی از من ربوده ، دین و ایمان

اسیرم کرده آن شیرین تر از جان

الهی خود شود چون من گرفتار ***یه یاد آور مرا ، لیلی به یاد آر

بزن نی زن ، به شادی این ترانه *** صبا زلفش به شب بنمود شانه

لینک کوتاه : https://rankoohnews.ir/?p=12398

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.