• امروز : سه شنبه - ۳ خرداد - ۱۴۰۱
  • برابر با : 23 - شوال - 1443
  • برابر با : Tuesday - 24 May - 2022
8

رضا سیف پور/ “سواد رسانه ای ” در ایران و سایر کشورها

  • کد خبر : 36570
  • ۱۲ خرداد ۱۳۹۵ - ۲۳:۳۸
رضا سیف پور/ “سواد رسانه ای ” در ایران و سایر کشورها

از پیشگامان مهم آموزش سواد رسانه ای در دنیا به جز کانادا کشور ژاپن است . ژاپن نیز همچون کانادا این راهبرد را برای حفظ فرهنگ خود برگزیده است . همانطور که می دانیم کانادا کشوری است با پیشینه قومی و زبانی گوناگون . در نتیجه یکپارچه کردن قومیت های مختلف برای دولت کانادا همواره […]

از پیشگامان مهم آموزش سواد رسانه ای در دنیا به جز کانادا کشور ژاپن است . ژاپن نیز همچون کانادا این راهبرد را برای حفظ فرهنگ خود برگزیده است . همانطور که می دانیم کانادا کشوری است با پیشینه قومی و زبانی گوناگون . در نتیجه یکپارچه کردن قومیت های مختلف برای دولت کانادا همواره از ضروریات جدی این کشور محسوب می شود . این در حالی است که فرهنگ آمریکایی در این کشور از دهه ۱۹۵۰ به شدت گسترش یافته است .

 

 صبح رانکوه/ رضا سیف پور:

در قسمت های پیش با هم مروری داشتیم بر « چیستی » و « ضرورت » پرداختن به « سواد رسانه ای » به عنوان یک نیاز فوری برای جامعه ، اما به نظر می رسد همانند بسیاری از مفاهیم و تعاریف نو ، « سوادرسانه ای » هم در ایران به مسیری دیگر می رود و هنوز اجماع کاملی از سوی صاحب نظران و متولیان فرهنگی – آموزشی برای نهادینه سازی آموزش این دانش نوین در سطح مدارس و دانشگاه ها صورت نپذیرفته است . متاسفانه در ادامه این نگاه حتی کار به جایی رسیده که برخی این علم را دانشی غیر کاربردی و غیر مفید تلقی کرده و عده ای تلاش می کنند تا  آن را نگرشی فانتزی و نسخه ای غربی توصیف کنند . از اینرو اگرچه ذاتا تاریخچه این علم خیلی طولانی نیست با اینحال هنوز بطور رسمی وارد ایران نشده و  اگرچه درقرن اخیر از « سواد رسانه ای » ، به عنوان « سواد جدید »یاد می شود و با افزایش دسترسی به رسانه های تعاملی، آسیب های اجتماعی جدیدی در جامعه بروزکرده است که میزان سواد رسانه ای کاربران، در آن نقش دارد اما هنوز میزان « سوادرسانه ای » در نظام آموزشی ما در حد صفر بوده و ارتباط بین « سوادرسانه ای » و آسیب های اجتماعی نوپدید حاصل از رسانه های جدید به عنوان یک رابطه معنی دار ، مورد مطالعه جدی قرار نگرفته است و بدتر از همه اینکه هنوز احساس نیازی هم به اینگونه مطالعات نشده است و با کمال تعجب برخی آن را نسخه ای از سوی غربی ها برای ما می دانند و به هر نحو در برابر لزوم توسعه آن بی تفاوتی نشان می دهند . حال آنکه به نظر نگارنده این دقیقا می تواند برعکس باشد یعنی از قضا گسترش « سوادرسانه ای » به عنوان یک رکن در نظام آموزشی می تواند در خلاف جهت توسعه طلبی و سلطه جویی غرب در کشوری همچون ایران با مولفه های فرهنگی – سیاسی خاص محسوب گردد . از اینرو در این یادداشت می خواهیم مقایسه ای داشته باشیم بین وضعیت « سواد رسانه ای » در ایران و سایر کشورها و تلاش کنیم تا به این درک مشترک دست یابیم که « سواد رسانه ای » نیاز دنیای توسعه یافته است و اگر میخواهیم در دنیای جدید فرزندانمان از آسیب های به شدت رسانه ای شده جدید در امان باشند باید این مسیر را بشناسیم و طی کنیم ، البته با رویکرد بومی! . نکته ای بسیار مهم که تا کنون در تحلیل های ارائه شده از سوی کارشناسان کمتر به آن پرداخته شده است . اکنون بهتر است بحث خود را با نگاهی به تاریخچه پیدایش این تعریف جدید از سواد آغاز کنیم .

 

n00005115-b
به نظر بسیاری از کارشناسان تاریخچه پیدایش سواد رسانه‌ای ، به سال ۱۹۶۵ باز می‌گردد . در این سال « مارشال مک ‌لوهان » استاد مرکز مطالعات رسانه‌ای تورنتو و مطرح‌کننده مفهوم « دهکده جهانی »(Global village) برای اولین بار در کتاب خود تحت عنوان “درک رسانه : گسترش ابعاد وجودی انسان”، این واژه را بکار برد و نوشت : « زمانی که دهکدۀ جهانی تحقیق یابد ، لازم است انسان‌ها به سواد جدیدی بنام سواد رسانه‌ای دست یابند» (بصیریان جهرمی ، ۱۳۸۶:۳۳) اساسا شاید طرح همین موضوع « دهکده جهانی » و عدم باور عده ای به آن ، باعث شده تا مفهوم « سواد رسانه ای » که در ادامه آن مطرح می شود هنوز در جامعه ما مورد پذیرش نگیرد . حال آنکه فارغ از رویکردهای سیاسی و نگاه توسعه طلبانه دنیای غرب ، موضوع دهکده جهانی با گسترش روزافزون رسانه ها موضوعی لاجرم بوده و از اینرو برخورداری از دانش درک و تحلیل پیام های رسانه ای با هر عنوان که باشد نیازی قطعی محسوب می شود . این را گفتم به این دلیل که اشاره ای داشته باشم به یکی از دلایل ناکامی ها در نهادینه سازی موضوع سواد رسانه ای در ایران .
سوای نظریه مک لوهان ، در بررسی تاریخچه واقعی این دانش باید آثار دیگری را هم جستجو کرد از جمله ” تئوری سواد رسانه‌ای شناختی” جیمز پاتر (متولد ۱۹۵۸ در انگلستان) که یکی از پایه های اصلی این نگرش جدید محسوب می شود و در این رهگذر باید به مباحث مطرح شده در دو- سه  دهه اول قرن نوزده نیز مروری داشته باشیم که البته در این مجال نمی گنجد . با اینحال کارشناسان دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ را دهه‌های پیوند و ارتباط این حوزه ، یعنی حوزه سواد رسانه‌ای با تفکرات انتقادی می دانند . در این سالها، دپارتمان‌های دانشگاهی تحلیل فیلم در سراسر ایالات متحده و انگلستان، کار خود را آغاز کرده و فیلم‌های روز را مورد تحلیل قرار دادند. (بصیریان جهرمی ، ۱۳۸۶:۴۳) .
کانادا اولین کشوری بود که راهبردی دراز مدت به « سواد رسانه ای » اتخاذ کرد . اینگونه از سواد در کانادا به عنوان اولین کشور، به صورت رسمی از طرف نظام آموزش و پرورش پذیرفته و جزء برنامه‌های درسی مدارس گنجانده شد(قاسمی،۱۳۶۸:۹۷) علت اصلی این رویکرد هم نزدیکی جغرافیایی کانادا به کشور آمریکا بود .در واقع متولیان فرهنگی کانادا نگران نفوذ « فرهنگ آمریکایی » از طریق رسانه ها در کشور خود بودند . اکنون کانادا یکی از قویترین جنبش های سواد رسانه‌ای را در دنیا دارد و سازمان “شبکه آگاهی رسانه‌ای” به عنوان سازمانی برجسته در این کشور مستقر است. ( افخمی ،۱۳۸۹) این رویه باعث شده تا اکنون کانادا در مرتبه بسیار پیشرفته‏ای از آموزش سواد رسانه‏ای قرار داشته باشد . برای مثال ، در ایالت‏ اونتاریو ، از سال ۱۹۸۷ به این‏سو ،گذراندن درس‏های مرتبط با سواد رسانه ای در مقاطع تحصیلی گوناگون ضروری است .
سوای کانادا ، انگلستان و استرالیا را نیز باید در زمره‏ پیشگامان و سرامدان آموزش سواد رسانه ‏ای در دنیا معرفی کرد . این کشورها بیش از همه ، رشد آموزش های سواد رسانه ای را مدیون NGO ها یا انجمن ‏ها و مؤسسات سواد رسانه ‏ای و سازمان‏ هایی هستند که از اعضای‏ آموزشگر تشکیل شده‏اند . اکنون کشورهای‏ دیگر دنیا هم به این  قافله پیوسته اند و در این فرآیند آموزشی پیشرفت های چشمگیری به دست آورده اند از جمله ؛ زلاندنو ، شیلی ، هند ، اسکاتلند ، آفریقای جنوبی ، ژاپن ، فرانسه ، ایتالیا ، اسپانیا و اردن. جالب اینکه کشوری مثل ایالات متحده در این زمینه بسیار دیرتر از سایر کشورها وارد عرصه شد با اینحال هم اکنون این کشور را هم باید در زمره‏ کشورهایی دانست که سرمایه ‏گذاری هنگفتی در این رشته کرده اند.( ارجمندی ، ۱۳۸۴)
از پیشگامان مهم آموزش سواد رسانه ای در دنیا به جز کانادا کشور ژاپن است . ژاپن نیز همچون کانادا این راهبرد را برای حفظ فرهنگ خود برگزیده است . همانطور که می دانیم کانادا کشوری است با پیشینه قومی و زبانی گوناگون . در نتیجه یکپارچه کردن قومیت های مختلف برای دولت کانادا همواره از ضروریات جدی این کشور محسوب می شود . این در حالی است که فرهنگ آمریکایی در این کشور از دهه ۱۹۵۰ به شدت گسترش یافته است . با شناخت این ضرورت آموزش سواد رسانه ای در کانادا از سال ۱۹۷۸ با تشکیل “انجمن سواد رسانه ای” آغاز شد. اعضای این انجمن متشکل از معلمان و تولید کنندگان محصولات رسانه ای بودند و مهم ترین دستاورد آن ها وارد کردن بحث « سواد رسانه ای » به نظام آموزش مدارس و انتشار کتاب سواد رسانه ای در این کشور بود . به این ترتیب کانادایی ها از زمان کودکی در کتابهای درسی به فرزندانشان مولفه های « هویت ملی » و حفظ هویت خود در برابر فرهنگ کشور همسایه آمریکا را آموزش می دهند و این بخشی از فرآیند آموزش « سواد رسانه ای » آنهاست . پرداختن به موضوع سواد رسانه ای در ژاپن نیز عملا از سال ۱۹۹۹ با همین رویکرد آغاز شد . در آن سال ” انجمن ملی سازمان های رادیویی و تلویزیونی ” تولید برنامه ای را برای آموزش « سواد رسانه ای » به کودکان آغاز کرد و” شورای تحقیقات درباره سواد رسانه ای” قوانینی را برای عملیاتی کردن مفهوم « سواد رسانه ای » تدوین ساخت. در سال های اخیر نیز تلاش های بسیاری برای آموزش سواد رسانه ای پیرامون رسانه های جدید مانند اینترنت ، ماهواره و غیره صورت گرفته است . (طلوعی، ۱۳۹۱:۳۹) ژاپنی ها برای اینکه فرهنگ و تمدن خود را از نفوذ سایر فرهنگ ها بازدارد ابزارها و منابع زیادی را در اختیار نخبگان خود قرار داده اند تا به صورتی عملی به مردم و بخصوص دانش آموزان خود نشان دهند که چطور می توان یک واقعیت را وارونه نمایش داد ، بطوریکه که باور پذیر باشد و یا گوشه ای از آن را به نفع خود تحریف کرد . آنها با این آموزش ها قدرت استدلال و تجزیه و تحلیل مردمشان را بالا می برند و در عین حال مولفه های فرهنگی خود را در قالب های مختلف رسانه ای همچون فیلم سینمایی ، انیمیشن های جذاب ، بازی های رایانه ای و …  هم به مردم خود و هم به جهانیان معرفی می کنند.  البته این رویکرد در کشورهای مختلف با توجه به مبانی سیاسی – اجتماعی ممکن است مختلف باشد . به عنوان مثال پروژه‏های سواد رسانه ‏ای در بسیاری از کارگاه‏ها و برنامه‏های سواد رسانه ‏ای آمریکا حمایت گرانه و تدافعی‏ هستند.آن‏ها تلاش دارند مصرف ‏کننده را در برابر پیام‏ها و تصویرهای اغواگرانه برنامه‏ های تفریحی ، خبری و تبلیغی رسانه ‏ها واکسینه کنند . در این کشور اصطلاح « سواد رسانه ای » و « آموزش رسانه ای » به صورت مترادف بکار برده می شود  و تنها در سالهای اخیر (دهه۱۹۹۰) بود که تفاوت بین این دو اصطلاح در کنفرانس همکاری های بین المللی سواد رسانه ای مورد بررسی قرار گرفت . در این کنفرانس سواد رسانه ای به صورت « توانایی دسترسی و ارزیابی پیام های رسانه ای در اشکال مختلف » تعریف شد. (طلوعی،۱۳۹۱:۴۰)
در استرالیا نیز متولیان آموزش سواد رسانه ای بر جنبه‏ های زیبایی شناسانه و معنی ‏شناسی‏ تأکید دارند. این کشور به نگاه منتقدانه و خلاق بر روی محصولات رسانه ای تاکید داشته و هدف اصلی آن توانمند کردن مخاطبان برای ایجاد تمایز بین ارزش های فرهنگی موجود در جامعه و ارزش های ارائه شده توسط تولیدات رسانه ای است ( Habbs,2002:2 )  در کشورهای آمریکای لاتین نیز با زیر ذره‏بین‏ بردن صنعت رسانه ‏ای ، سلطه ‏کشورها و دولت ها مورد توجه قرار گرفته و هدفگذاری های خود را براساس نیل به‏ تواناسازی مصرف‏ کنندگان رسانه ، برجسته می‏ سازند اما در اروپا وضعیت متفاوت است . اروپا منشوری را جهت تسریع و توافق بیشتر بر چیستی سواد رسانه ای و آموزش سواد رسانه ای در جهت توسعه یک شبکه ثابت و داوطلبانه از آموزش دهندگان سواد رسانه ای تهیه کرده است . (Hobbs, 2005:2  ) با اینحال اهمیت این امر تا آنجاست که اکنون سالهاست آموزش سواد رسانه ای در برخی کشورهای اروپایی همچون سوئد(۱۹۸۰) و دانمارک (۱۹۷۰) اجباری اعلام شد و در فنلاند نیز آموزش این دانش از سال ۱۹۷۷ در سطح دبیرستان ها ارائه شد . البته سواد رسانه ای به عنوان مفهومی امروزی آن در این کشور به سال ۱۹۹۰ و کمی دیرتر از سایر کشورها بر می گردد . در فرانسه فرآیند آموزش سواد رسانه ای ابتدا به صورت فیلم آغاز شد ولی در سال های اخیر کنفرانس ها و دوره های آموزش رسانه برای معلمان با مضمون تولیدات رسانه های برگزار می شود. در آلمان نیز کتاب های نظری مختلفی در مورد ادبیات رسانه از سال های ۱۹۷۰ در زمینه آموزش سواد رسانه ای در داخل و خارج سیستم آموزشی مدارس قرار داده شده است . در هلند نیز از سال ۲۰۰۶ سواد رسانه ای به عنوان موضوعی مهم برای جامعه در دستور کار نهاد های آموزشی قرار گرفت ودر سال ۲۰۰۸ یک مرکز رسمی توسط دولت ایجاد شد که تجربیات بدست آمده در موضوع آموزش سواد رسانه ای را در اختیار دیگران قرار می دهد . در روسیه اما موضوع کمی جالب تر است .  تاریخچه سواد رسانه ای در این کشور به سال ۱۹۲۰ باز می گردد . اولین تلاش ها دراین زمینه در قالب برگزاری سمینارها و کنفرانس های آموزش رسانه ای برای معلمان بود. در مدتی که اندیشه تقویت و گسترش آموزش سواد رسانه ای در غرب توسعه پیدا کرد یعنی در سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ آموزش رسانه در کشور روسیه هنوز در بستر علم زیبایی شناسی رشد می کرد اما با آموزش متخصصان جدید از سال ۲۰۰۲ تا کنون در دانشگاه های آموزش رسانه که تا حدی توسط یونسکو مورد حمایت قرارمی گرفت این روند توسعه یافت و به نظر می رسد آموزش سواد رسانه ای چشم انداز خوبی در کشور روسیه دارد. (طلوعی۴۳و۴۴ :۱۳۹۱)
با مروری برآنچه گفته شد به نظر می رسد تمام کشورهای مهم دنیا رویکرد مثبتی نسبت به « آموزش رسمس سواد رسانه ای » اتخاذ کرده ودر مسیر عملی گام برداشته اند . حال پرسش اساسی این است که وضعیت ما در این مسیر چگونه است ؟
طی سال های گذشته از طرف مسئولان کشور ما ، صحبت هایی در زمینه آموزش سواد رسانه ای مطرح شد اما متاسفانه هیچ گاه جنبه عملی نیافت. در سال ۱۳۸۵ مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی طی گزارشی ضمن انتقاد از وضعیت آموزش سواد رسانه ای در کشور اعلام کرد که ایران با وجود دارا بودن شرایط خاص درونی و بیرونی ، همچون رشد شهرنشینی، گسترش تحصیلات عالیه، افزایش جمعیت جوان و فعالیت هدفمند گروه های برانداز، تا کنون اقدامی مؤثر در زمینه سواد رسانه ای انجام نداده است. این مرکز در همان گزارش که با عنوان « سواد رسانه ای رویکردی نوین به نظارت رسانه ای » منتشر شده بود پیشنهادهایی برای توسعه سواد رسانه ای کشور در سه بخش راهکارهای سیاستی، تقنینی و اجرایی اعلام کرد اما هیچگاه اقدامی موثری در این زمینه صورت نگرفت . این درحالی بود که در آن گزارش تصریح شده بود ؛ اکنون سواد رسانه ای یکی از کارآمدترین ابزارهای نظارتی مورد توجه کشورهای پیشرفته است و با عملیاتی کردن این دانش نه تنها فرهنگ ایرانی – اسلامی تقویت شده بلکه بخشی از حقوق مخاطب نیز تامین می شود.
اکنون به نظر می رسد با عنایت به پدیده « جهانی شدن رسانه ها » و تاثیرات مشهود و ملموس آن بر نظام ارزشی و سیاست هویتی , تسریع در برداشتن گام های علمی و عملی در این خصوص ضروری است و پیشنهاد می شود تا متولیان فرهنگی و آموزشی کشور جهت طراحی و تدوین محتوای مناسب در کتاب های درسی در حوزه سواد رسانه ای با بهره گیری از تجارب کشورهای پیشرو در این حوزه و بهره گیری از نظرات مشاوران خبره ، هر چه زودتر اقدام نمایند . همچنین برگزاری دوره های آموزش معلمان در حوزه سواد رسانه ای و استمرار آن , راه اندازی انجمن های صنفی و نیز تشکیل گروه های اجتماعی متشکل از معلمان ، استادان و پژوهشگران دانشگاهی و نیز کارگزاران و دست اندرکاران صنعت رسانه و هماهنگی و مشارکت میان نهادهای آموزشی رسمی و غیررسمی نظیر رسانه ملی و سایت های تخصصی از یک طرف و نهادهای مهمی همچون مدرسه ، دانشگاه و خانواده ، می تواند بسیار لازم و مفید باشد . امیدوارم که این مهم بیش از این به تعویق نیافتد ./

امروز نامه/

 

لینک کوتاه : https://rankoohnews.ir/?p=36570

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.