نگارنده پزشک نیست اما مختصر آشنایی که با این فرشته های نجات دارد می داند ک ساحت قدسی آنان مبرا از این گونه بی اخلاقی هاست در سرزمین من پزشکان را طبیب می نامیدند و طبیب را مظهر اسم مُحیی و احیاء گری، و او را عیسوی مسلک می دانستند که با دم مسیحیائی خویش […]

نگارنده پزشک نیست اما مختصر آشنایی که با این فرشته های نجات دارد می داند ک ساحت قدسی آنان مبرا از این گونه بی اخلاقی هاست در سرزمین من پزشکان را طبیب می نامیدند و طبیب را مظهر اسم مُحیی و احیاء گری، و او را عیسوی مسلک می دانستند که با دم مسیحیائی خویش درد و رنج را از جسم و روان دردمندان زدوده و شوق امید را در کالبد جسم و روح زندگی آنان می دمیده است.

 

پایگاه خبری تحلیلی صبح رانکوه:  در یادداشتی با عنوان «دزدی عمامه و بخیه بر اخلاق!» که به قلم محسن قائمی نسب نگاشته شده، نگارنده در پی اتفاق بیمارستان خمینی شهر می نویسد: نگارنده پزشک نیست اما مختصر آشنایی که با این فرشته های نجات دارد می داند ک ساحت قدسی آنان مبرا  از این گونه بی اخلاقی هاست دردیباچه اخلاق پزشکی سرزمین من پزشکان را  طبیب می نامیدند  و طبیب را مظهر اسم مُحیی و احیاء گری، و او را عیسوی مسلک می دانستند که با دم مسیحیائی خویش درد و رنج را از جسم و روان دردمندان زدوده و شوق امید را در کالبد جسم و روح زندگی آنان می دمیده است.

نقل است که شخصی نزد آیت الله  العظمی بروجردی رفت و گفت: یکی از طلبه‌های شما جنسی را از مغازه من دزدیده است. ایشان در پاسخ فرمود: «آن دزد پیشتر، عبا و عمامه‌ای را هم از ما دزدیده است.  خبر کشیدن بخیه از چانه آسیب دیده ای دریکی از بیمارستان های  استان اصفهان  بخاطر ناتوانی درپرداخت هزینه درمان ازموارد نادری است که باید درگینس ثبت شود!  این موضوع شبیه همان قصه ای است که ابتدای این  نوشته آورده ا یم .واقعیت این است که اگر  فقط مادیات معیار انجام امور باشد فضیلت ها رخت بر می بندد  وجامعه از اخلاق تهی می شود وجامعه خالی از اخلاق شهردرد است و شهر درد، شهر زندگی نیست ! در صحیحه ابان بن‌تغلب از امام صادق(ع) روایت شده است قال(ع): کان المسیح(ع) یقولک آن  التارک شفاء المجروح من جرحه شریک جارحه، لامحاله و ذلک ان الجارح اراد فساد المجروح، و التارک لاشفائه لم یشاء صلاحاً فاذا لم یشا صلاحه فقد شاء فساده اضطراراً (حر عاملی ۱۴۱۲، باب۴ ح۲؛ ج۵ باب۲؛ کلینی ۱۴۱۳ ج۸: ۳۴۵).

یعنی حضرت مسیح(ع) فرمود: «کسی که معالجه مجروحی را ترک بکند، بی‌تردید در گناه با عوامل جراحت وی شریک است. زیرا جارح، فساد مجروح را اراده نموده است و تارک شفای مجروح، اصلاح را اراده نکرده است و هرگاه که اصلاح وی را اراده نکند، اضطراراً فساد مجروح را اراده کرده است . بدون شک پزشکی که اقدام به باز کردن بخیه فرد آسیب دیده کرده دچار یک عصبانیت و لجاجت کودکانه  شده و قطعا الان پشیمان است و نکته ظریف ماجرا این که بر اساس سفارش های  اولیای دین در هنگام عصبانیت  نباید تصمیمی گرفت، کاش آن پزشک با کظم غیظ سه روز صبر می کرد آنگاه اقدام به کشیدن بخیه می کرد  واین گونه هر دو، پزشک و بیمار به  مقصود می رسیدند!  اما این موضوع نادر که اهل فن گفته اند: النادرکالمعدوم، نباید دستمایه تهاجم به  جامعه خدوم پزشکی قرار گیرد ،چرا که می دانیم روزانه هزاران نفر از هم وطنان با دوای طبیبان و شفای خداوندگار حکیمان لباس عافیت می پوشند و تن رنجورشان از بیماری می رهد. پزشکان پس  از فراغت از تحصیل و قبل از آغاز به کار طبابت سوگند نامه ای خوانده و امضا کرده اند که ” همواره حدود الهی و احکام مقدس دینی را محترم شمارند، از تضییع حقوق بیماران بپرهیزند و سلامت و بهبود آنان را بر منافع مادی و امیال نفسانی خود مقدم بدارند. بدون شک حرفه مقدس پزشکی  متعالی تر از آن است که با مادیات سنجیده شود  چرا که پای جان در میان است و ایمان به انجام تکلیف انسانی در برابر درد و محنت دیگران!  کشیدن بخیه ازچانه دردمندی  بخاطر ناتوانی در پرداخت هزینه در واقع بخیه بر اخلاق پزشکی است که از ساحت جامعه پزشکان کشورمان بدور است. نگارنده پزشک نیست اما مختصر آشنایی که با این فرشته های نجات دارد می داند ک ساحت قدسی آنان مبرا  از این گونه بی اخلاقی هاست دردیباچه اخلاق پزشکی سرزمین من پزشکان را  طبیب می نامیدند  و طبیب را مظهر اسم مُحیی و احیاء گری، و او را عیسوی مسلک می دانستند که با دم مسیحیائی خویش درد و رنج را از جسم و روان دردمندان زدوده و شوق امید را در کالبد جسم و روح زندگی آنان می دمیده است و با چنین نگاه و انتظاری، طبابت نیز با حکمت و اخلاق درآمیخته و طبیب خود را نیازمند عنایت شافی مطلق و حقیقت محض می پنداشته است. بسیار پزشکانی را می شناسیم که ” تابلو  هر کس به قدر وسع،  هزینه ویزیت را بپردازد” بر سر در مطب خود زده اند! پزشکانی که در دورترین  و محروم ترین نقاط میهنمان به خدمت مشغولند، پزشکانی که  آرامش و آسایش خود و نزدیکان خود را فدای لبخند سلامت و رضایت بیمارانی می کنند که درد، رنجورشان کرده و طاقت ازکفشان برده،  چنان که رفتن را بر ماندن ترجیح می دهند! پزشکان ضامن سلامت جامعه ، امنیـت روحی بیماران و فرشتگان نجاتی هستند که درد جسم را با روح بلندشان در سایه لطف الهی التیام می بخشند. راه دور نمی رویم پزشکی را می شناسم که از همسرش هم، پول می گیرد برای هزینه داروی بیمارانش و وجه دستی هم می دهد بقدر وسعش!  پزشکی را می شناسم که بدون وضو به محل کار نمی رود و همیشه قبل از ورود به مطب  با جان دل اللَّهُمَّ مَا بِنَا مِنْ نِعْمَهٍ فَمِنْکَ، الدّواء عندی والشِفّا عندک، وَفّقنی لما تُحب و تَرضی … می خواند!

 

منبع: بولتن نیوز