چای شما

قاسم خوش سیما:

تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ در ۳:۴۶ ب.ظ , کد خبر:   51206
ولنتاین!  آیا آنها نیز برای فرهنگ و افسانه های عاشقانه ی ما تره خرد می کنند؟

آیا آنها نیز برای فرهنگ و افسانه های عاشقانه ی ما تره خرد می کنند؟

 

 

 

 

جشن ولنتاین ورژنی نه چندان جدید از انواع و اقسام یادگیری ” راه رفتن کبک ” است که راه رفتن خودمان را از یادمان می برد. ولنتاین یا همان روز تبادل هدیه میان دوستان محرم و نامحرم جامعه که نمیتوان بدون آسیب شناسی و کاملا فله ای گردن تهاجم فرهنگی انداخت بلکه با وجود امثال چنین آفت های اجتماعی ، باید عنوان نمائیم ورود ویروسهای مخرب به فرهنگ ما دارای وجوه ناشناخته ی دیگری نیز هست که لازمست دپارتمان های متعدد فرهنگی کشور توجه بیشتری به این مهم داشته باشند.

ولنتاین و ریشه این افسانه تایید نشده به قرار زیر است که متاسفانه برخی از مردم کشور ما با فلسفه نام گذاری این روز نیز حتی به شکل لغوی نیز آشنایی چندانی ندارند و در سکوت معنادار متولیان فرهنگی – که خانواده ها نیز از جمله ی همین متولیان محسوب می شوند – تنها به اشاعه آن دامن می زنند. ماجرای افسانه ولنتاین و داستانی به این قرار که زمانی فرمانروای روم باستان برای حفظ آمادگی سربازانش، از ازدواج آنها جلوگیری می کرده به این دلیل که ازدواج باعث سستی آنها خواهد شد. در این بین کشیشی به نام ” ولنتاین ” مبادرت به عقد سربازان با دختران می نموده که پس از اطلاع فرمانروا، به زندان می افتد. کشیش در زندان عاشق دختر زندانبان شده و خطاب به وی کارت هایی را می نوشته است که عاقبت در روز ۱۴ فوریه به دستور شاه و به جرم اقداماتش اعدام شده و توسط غربی ها “شهید عشق” نامیده می شود!”

حال راستی آزمایی افسانه فوق دردی از ما دوا نخواهد کرد بلکه بحث اینجاست که در سراسر دنیا چقدر از رسومات فرهنگی ما کپی برداری میشود که ما اینچنین با اشتیاق همه ی مرغ های سایر فرهنگ ها را غاز میدانیم و هر کاری که دیگران می کنند برایمان جالب و در خور تقلید و کپی کردن است. آیا علت این عطش تمایل به فرهنگ غیر خودی و مهمتر از آن عدم روآوری آنهابه رسومات ما این است که ما قوم بی فرهنگی هستیم؟ قطعا چنین نیست و ما دارای رسم و آئین های ثبت شده علمی و فرهنگی ایرانی، مذهبی و ملی مانند عید نوروز، مناسبات ایران باستان مانند سپندار مذگان و عناوینی بیشمار از این دست هستیم که علاوه بر اینکه کسی در اروپا و امریکا تمایل چندانی به تقلید و ترویج آنها ندارد بلکه در سینمایی مانند هالیوود به ستیز با آن می پردازند اما سوال مهم اینجاست که چه اشکالی در فرهنگ ما وجود دارد که همه کارهای آنها برایمان ارزش است، با افتخار از آنان تقلید، برایشان تبلیغ و سبب افتخار هم می دانیم. به طوری که از پاره بودن شلوار لی و پوشش های مبتذلی از این دست هم نگذشته ایم و تقلیداتی مانند اصلاح موی سر، غذاهایی مانند پیتزا و فست فود های جدید و هزاران مصداق همه و همه حکایت از آن دارد که در این زمینه ها شدیدا دارای ضعف هستیم و مهمتر اینکه کسی به کسی هم نیست.

نکته مهم دیگر اینکه در مورد تهاجم فرهنگی باید بپرسیم ویروس های مخرب، وارد چه بدن هایی میشوند و بر ارگانیسم های دفاعی اش غلبه پیدا میکنند؟ پاسخ آن است که قطعا این ویروسها بر بدن هایی تاثیر گذارند که بنیه دفاعی ضعیف تری دارند یا آنکه قوی بوده اما آنتی ویروسهای مناسب و به روزی در اختیار آنان قرار ندارد. یقینا جامعه ما در گروه دوم جای دارد چون دارای بنیه قوی اجتماعی هستیم که به دلیل عدم در اختیار داشتن ویروس کش های مناسب اینگونه در ناملایمات تهاجمات فرهنگی گرفتار می آییم.

حال روی دیگر سکه آن است که همه ما در دنیایی زندگی می کنیم که به فرمایش رهبر فرزانه نظام بر پایه، ریز برنامه های فرهنگی، تهاجم فرهنگی، آفندها و پدافندهای عامل و غیرعامل طراحی و هدایت میشود. حال پرسش آن است در چنین اوضاعی سازمان فرهنگی کشورمان و دپارتمانهای زیر مجموعه آن چه کاری کرده اند. قطعا کارهای انجام شده در بخش های دولتی مانند صدا و سیما بسیار اندک و گاها ضعیفند و علت آن روآوری نسبی جامعه به ماهواره و این روزها فضای مجازی است چون تلویزیون ما در بخش تولید آثار فاخر به شکل عالی عمل نکرده است و مهمتر اینکه به دلایلی که در بحث نمیگنجد در دیگر بخش های فرهنگی مانند تالیف کتب کار به جایی رسیده است که به دلایل معیشتی و اقتصادی نویسنده و هزینه های چاپ، باید گفت کراک فروشی آسانتر از کتاب فروشی شده است و اینها مجموعا درد و دلهای فرهنگی ماجراست که لازمست همه به آن بپردازیم و آن نشود که کشوری با فرهنگ چند هزار ساله، تبریک ولنتاین و پوشیدن شلوار پاره را افتخار و عدم آنرا اصطلاحا ” امل بازی ” بدانند.

در انتها گشایش و علت رواج فرهنگ دوستی های ولنتاینی نه صرفا یک تهاجم مفرط فرهنگی بلکه دارای معلول هایی مانند سخت شدن شرایط ازدواج است که با دلایلی مانند بیکاری و تیغ نامناسبات اقتصادی اوج می گیرند و در کنار سایر دلایل به متزلزل شدن نظام خانواده در کهن دیارمان دامن میزند که دود فروپاشی آن تنها به چشم خودمان می رود. به عبارتی در این میان خانواده ها بدانند ” کس نخارد پشتمان جز ناخن انگشتمان ” و اگر تمام نهاد های فرهنگی کارشان را درست یا غلط انجام دهند باز هم بستر خانواده تعیین کننده ی رفتار آموزی افراد یک اجتماع محسوب می شود.خانواده هایی که باید بکوشند تمهیداتی را فراهم نمایند که افراد کمترین نیاز به اتصالات ” ولنتاین محور” بیرونی را احساس کنند جایی که همه باید بدون تعارف بپذیریم افراد آنچه را در دوستی های نا متعارف جستجو می کنند که در دوست داشتن های متعارف نمی یابند و کلام آخر آنکه در خصوص کشته و مرده شدن برخی افراد به فرهنگ غرب لازمست از این منظر نیز تماشاگر داستان باشیم که همواره مرغ همسایه ای را غاز بدانیم که آن همسایه لااقل به طرف جوجه های خانه ما سنگ پرتاب نکند.

 

______________________________________________________

پایگاه اطلاع رسانی صبح رانکوه: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

بنر-رانکوه-نیوز-ادامه-مطلب.

نظر دهید